حضرت آیه الله مرعشی نجفی مرحوم را همه می شناسید. خدا رحمتش کند
اقدامات این عالم بزرگ برای محافظت و نگهداری کتاب بی نظیر بوده و هست. آنهایی که گروهی به قم می آیند حتما ترتیبی را برای بازدید از مخزن کتب خطی کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی واقع در خیابان ارم، بدهند که یکی از موزه های شاهکار و عجیب و غریب در ایران و حتی جهان است. مطمئنم با گوشه ای از اقدامات این عالم بزرگ برای حفظ فرهنگ ایرانی و اسلامی و خدمات ارزشمند ایشان به دنیای کتاب آشنا می شوید. خوب امکان بازدید فردی از این مخزن وجود ندارد ولی اگر اردویی و گروهی از جایی معتبر و رسمی می آیید حتما به سرپرست گروهتان بسپاریدکه اقدامات لازم را برای این بازدید فراهم کند.
بله...این عالم وارسته و بزرگ که خودش گفته که من شصت سال است هر روز اولین زائر حضرتم و خادمان بر این مدعی شاهدند، پرده از ماجرای زیبایی بر می دارد...:
شب زمستانی و سردی بود و من دچار بیخوابی شده بودم؛ خواستم حرم بروم، دیدم بی موقع است، آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم که اگر خوابم برد، خواب نمانم. در عالم خواب دیدم خانمی وارد اتاق شد که قیافه ی او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی کنم. به من فرمود: سید شهاب بلند شو و به حرم برو؛ عده ای از زوار من پشت در حرم از سرما هلاک می شوند، آنها را نجات بده.
من به طرف حرم راه افتادم دیدم پشت در شمالی حرم( طرف میدان آستانه) عده ای از زوار اهل پاکستان یا هندوستان ( با همان لباس های مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود می لرزند. در را زدم. حاج آقا حبیب یکی از خدام حرم با اصرار من در را باز کرد. من از مقابل و آنها از پشت سرم وارد حرم شدند و در کنار ضریح آن حضرت به زیارت و عرض ادب پرداختند. من هم آب خواستم و برای نماز شب وضو گرفتم...
ملاصدرا هم که اظهر من الشمس است. دانشمند شیرازی که به جرم آزادگي روح و فكر مجبور شد تا از پايتخت و پايتخت نشينها روي گرداند. وي در مقدمه كتاب اسفار دلايل بيزاري خود را از جاهلان فرزانه نماي زمان خود و عزلت و تصوف خويش را در كهك (روستاييدر سي كيلومتري شهر مقدس قم) بيان داشته است.پس از بازگشت به شيراز شهرت صدراي شيرازي عالمگير شده بود و طالبان حكمت از نواحي و اطراف براي درك فيض به حضورش مي شتافتند. او خود در مقدمه اسفار مي گويد: «..... بتدريج آنچه در خود اندوخته بودم همچون آبشاري خروشان فرود آمد و چون دريايي پر موج در منظر جويندگان و پويندگان قرار گرفت.
خلاصه پیشنهاد می کنم منزل این دانشمند و فیلسوف و نابغه ی بزرگ را هم که در روستای به بخش تبدیل شده ی کهک هست در برنامه ی سفر زیارتی تان به قم بگنجانید.(کهک در ۳۰کیلومتری جنوب غربی قم قرار دارد)

مرحوم محدثی قمی نقل می کند که آقای ملاصدرای شیرازی هم هرگاه مطالب علمی بر او سخت و مشکل می شده به زیارت حضرت معصومه مشرف می شده و به خود حضرت متوسل می شده و در حاشیه ها هم آمده که خیلی از مسائل ایشان به سبب توسل به کریمه ی اهل بیت حل و برطرف می شده است...
"من وقتي ديدم زمانه با من سر دشمني دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله هاي آتش جهالت و گمراهي برافروخته تر و بدحالي و نامردي فراگيرتر مي شود ناچار روي از فرزندان دنيا برتافتم و دامن از معركه بيرون كشيدم و از دنياي خمودي و جمود و ناسپاسي به گوشه اي پناه بردم و در انزواي گمنامي وشكسته حالي پنهان شدم.
دل از آرزوها بريدم و همراه شكسته دلان بر اداي واجبات كمر بستم. با گمنامي و شكسته حالي به گوشه اي خزيدم. و كوتاهيهاي گذشته را در برابر خداي بزرگ به تلافي برخاستم. نه درسي گفتم و نه كتابي تاليف نمودم. زيرا اظهار نظر و تصرف در علوم و فنون و القاي درس و رفع اشكالات و شبهات و .... نيازمند تصفيه روح و انديشه و تهذيب خيال از نابساماني و اختلال، پايداري اوضاع و احوال و آسايش خاطر از كدورت و ملال است و با اين همه رنج و ملالي كه گوش مي شنود و چشم مي بيند چگونه چنين فراغتي ممكن است...
ناچار از آميزش و همراهي با مردم دل كندم و از انس با آنان مايوس گشتم
تا آنجا كه دشمني روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انكار و اقرارشان و عزت و اهانتشان بي اعتنا شدم. آنگاه روي فطرت به سوي سبب ساز حقيقي نموده، با تمام وجودم دربارگاه قدسش به تضرع و زاري برخاستم و مدتي طولاني بر اين حال گذرانده ام. سرانجام در اثر طول مجاهدت و كثرت رياضت نورالهي در درون جانم تابيدن گرفت و دلم از شعله شهود مشتعل گشت.
انوار ملكوتي بر آن افاضه شد و اسرار نهاني جبروت بر وي گشود و در پي آن به اسراري دست يافتم كه در گذشته نمي دانستم و رمزهايي برايم كشف شد كه به آن گونه از طريق برهان نيافته بودم و هر چه از اسرارالهي و حقايق ربوبي و وديعه هاي عرشي و رمز راز صمدي را با كمك عقل و برهان مي دانستم با شهود و عيان روشنتر يافتم.
در اينجا بود كه عقلم آرام گرفت و استراحت يافت و نسيم انوار حق صبح و عصر و شب و روز بر آن وزيد و آنچنان به حق نزديك شد كه همواره با او به مناجات نشست."
-------------------------------------
کرامات متعددی از کریمه اهل بیت(س) نقل شده ولی بنده ی حقیر آن قدر هم مایل نیستم به نقل کرامات...کریمه بودن حضرتش اینقدر مشهود و علنی است که هر کسی می تواند آن ها را تجربه کند. اصلا می گویم کرامتش همگانی است. (اینجا را بخوانید!)
هیچ زائری اینجا دست خالی بر نمی گردد. کافیست هرجایی که هستی تصمیم بگیری به زیارت حضرتش بیایی و اگر چنین توفیقی نصیبت نشد از همان جایی که هستی به بانو سلام بدهی...
السلام علیک یا بنت رسول الله...السلام علیک یا عمه ولی الله...یا فاطمه الشفعی لی فی الجنه





.jpg)